تحولات منطقه

پدر هنوز حرفش را تمام نکرده، پسر سرش را از روی گوشی بلند می‌کند. چند دقیقه است درباره آینده‌اش بحث می‌کنند؛ درباره رشته‌ای که می‌خواهد بخواند و شغلی که پدر معتقد است «آینده ندارد».

رئیس انجمن آسیب‌های اجتماعی، از تغییر رابطه پدران و نسل زِد می‌گوید/ پدر غایب؛ فرمانروایی بی‌فرمان
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

پدر هنوز حرفش را تمام نکرده، پسر سرش را از روی گوشی بلند می‌کند. چند دقیقه است درباره آینده‌اش بحث می‌کنند؛ درباره رشته‌ای که می‌خواهد بخواند و شغلی که پدر معتقد است «آینده ندارد». پدر از تجربه سال‌های زندگی‌اش می‌گوید، از آدم‌هایی که دیده و راه‌هایی که رفته؛ پسر اما صفحه گوشی را جلو می‌آورد؛ آمار، تجربه آدم‌های دیگر، چند ویدئو و مسیری که برای آینده خودش پیدا کرده است.
سال‌ها قبل شاید همین گفت‌وگو خیلی زودتر تمام می‌شد؛ جایی حوالی همان جمله آشنای «پدرت صلاح تو را بهتر می‌داند»؛ نه لزوماً چون پدر همیشه درست می‌گفت، بلکه چون تجربه، درآمد، دسترسی به اطلاعات و قدرت تصمیم‌گیری، بیشتر در دستان او متمرکز بود. پدر فقط یکی از اعضای خانواده نبود؛ در بسیاری از خانه‌ها مرجع بود. حالا پسر روبه‌رویش نشسته و برای هر استدلال، استدلال دیگری دارد. دنیایی که پدر طی چند دهه شناخته، او در چند ثانیه جست‌وجو می‌کند؛ آدم‌هایی را دنبال می‌کند که پدر حتی نامشان را نشنیده، درباره سبک زندگی و آینده‌اش چیزهایی می‌خواند که شاید هیچ‌وقت سر میز شام درباره‌شان صحبت نشده باشد و مهم‌تر از همه، دیگر صرف «پدر بودن» را برای پذیرفتن یک حرف کافی نمی‌داند.
این صحنه شاید با شکل‌های متفاوت در بسیاری از خانه‌های امروز تکرار شود؛ پدرانی که هنوز می‌خواهند تکیه‌گاه و راهنمای فرزندشان باشند و فرزندانی از نسلی که بیش از فرمان، دلیل می‌خواهند و بیش از اطاعت، به دنبال انتخاب‌اند. برای بررسی این تغییرات و پاسخ به این پرسش که آیا مرجعیت پدر در برابر نسل زِد واقعاً دچار بحران شده یا تنها شکل آن تغییر کرده است، با کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران گفت‌وگو کردیم.

آیا اساساً می‌توان گفت مرجعیت پدر در خانواده امروز و به‌خصوص در برابر نسل زِد دچار بحران شده است؟ اگر بله، این بحران را در چه نشانه‌هایی می‌توان دید؟

بله، مرجعیت پدر دچار بحران ساختاری و کارکردی شده است. ریشه این بحران در فروپاشی فرایند جامعه‌پذیری نهفته است، زیرا نظام تعلیم و تربیت رسمی و رسانه‌های جامعه اعم از ملی و انحصاری نتوانسته‌اند جامعه‌پذیری فرزندان را تسهیل و مفاهیم اقتدار را متناسب با تحولات نسلی بازتولید کنند و در عوض، کارکرد معکوس و بازدارنده داشته‌اند. نشانه‌های این بحران عبارت‌اند از:
بی‌اثر شدن بازدارنده‌های والدینی، امتناع نسل زِد از اطاعت پیش‌فرض، تقلیل تعاملات به سکوت یا مناقشه، شکل‌گیری ارزش‌های مستقل و متناقض با سنت درون خانه و انتقال کامل مراجع تصمیم‌گیری جوان به بیرون از مرزهای خانواده.
مرجعیت پدر در خانواده سنتی بیشتر بر چه مؤلفه‌هایی استوار بود و امروز کدام‌یک از آن مؤلفه‌ها تضعیف شده یا تغییر کرده‌اند؟
به‌طور کلی مرجعیت در خانواده سنتی با رویکرد پدر یا مادرسالار بر چهار رکن استوار بود: انحصار اقتصادی، انحصار دانش و تجربه و انتقال آن به فراخور نیاز، نظام سلسله‌مراتبی تنبیهی و مشروعیت‌بخشی مذهبی و فرهنگی سنتی به امور و تصمیمات؛ این ارکان باوجود همه ضعف‌ها و کاستی‌ها در حفظ انسجام نظام اجتماعی خانواده کارکرد داشتند.
اما امروز تمامی این ارکان تضعیف شده‌اند. انحصار دانایی با گسترش دسترسی آزاد اطلاعاتی نابود شده؛ قدرت اقتصادی پدر بر اثر فقر ساختاری و ناتوانی در تأمین امنیت زیستی فرزند تضعیف شده؛ انضباط سنتی به دلیل نبود بازتولید در مدرسه کارآمدی خود را از دست داده؛ مدرسه و رسانه رسمی نه تنها نتوانسته‌اند جایگزین مؤثری برای این اقتدار بسازند، بلکه با اصرار بر الگوهای فرسوده و ناکارآمد، شکاف اقتدار درون خانواده را عمیق‌تر کرده‌اند.

آیا «دانایی و تجربه» پدر همچنان برای این نسل منشأ مرجعیت است یا مرجعیت دانشی از پدر به اینترنت، دوستان، اینفلوئنسرها و منابع دیگر منتقل شده است؟

دانایی و تجربه زیسته پدر دیگر منبع اصلی مرجعیت نیست. تجارب پدر محصول زیست‌جهانی است که برای نسل زِد فاقد کارایی عملی در حل بحران‌های مدرن تلقی می‌شود. نظام آموزش و پرورش نیز با پافشاری بر محفوظات ناکارآمد، هرگز تفکر نقادانه را تقویت نکرده؛ در نتیجه مرجعیت شناختی بدون فیلترهای تحلیلی، مستقیماً به اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، اینفلوئنسرها و گروه‌های همسالان منتقل شده است. این گذار ناشی از عقب‌ماندگی معرفتی نهادهای رسمی آموزش نسبت به شتاب تغییرات و غفلت شدید از ضرورت سواد رسانه‌ای در بستر خانواده است.

بسیاری از پدران ابزار ترس را زمین گذاشته‌اند، اما هنوز ابزار گفت‌وگو و عاطفه را به دست نگرفته‌اند؛ آیا شما چنین وضعیت بینابینی‌ را در خانواده‌های امروز می‌بینید؟

بله، متأسفانه بخش قابل توجهی از خانواده‌های امروز تقریباً در وضعیتی شبیه بی‌هنجاری و تعلیق نقشی به سر می‌برند. قطعاً یک عامل مهم و بنیادین این برزخ اجتماعی، غفلت مطلق نظام آموزشی و رسانه‌ای کشور از آموزش مهارت‌های ارتباطی، گفت‌گو و والدگری مؤثر است. واقعیت این است سال‌ها پیش، پدران امروزی دریافتند تنبیه فیزیکی و روانی دیگر کارکرد ندارد و آن را کنار گذاشتند، اما تأسفبار است که پس از این دریافت، هیچ نهادی گفت‌وگوی همدلانه، سواد عاطفی و حل مشارکتی مسئله را به آنان آموزش نداده است. نتیجه، ظهور نسلی از پدرانی سردرگم با زبانی الکن در مواجهه با فرزندی پرسشگر و مستقل و در مواردی مملو از خشم و پرخاشگری است.

به نظرشما نسل زِد از پدر چه نوع رابطه‌ای می‌خواهد؟

نسل زِد در پی رابطه‌ای افقی، تعاملی، غیرسلسله‌مراتبی و مبتنی بر پذیرش بدون پیش‌شرط است. این نسل خواهان به رسمیت شناختن عاملیت فردی، حریم خصوصی، شفافیت و منطق در درخواست‌هاست. آن‌ها پدر را نه به عنوان فرمانده، بلکه به عنوان حامی ایمن، شنونده فعال و مرزبان غیرمداخله‌گر بدون هرگونه کنش پلیسی یا کنترلگر می‌خواهند.
برای نسل زِد صرف اینکه «من پدر هستم و تجربه بیشتری دارم» الزاماً برای پذیرفتن یک تصمیم یا دستور کافی نیست؛ آن‌ها می‌خواهند چرایی محدودیت‌ها و تصمیم‌ها را بدانند، درباره آن‌ها گفت‌وگو کرده و احساس کنند نظرشان در خانواده شنیده می‌شود. به همین دلیل، مرجعیت پدر برای این نسل بیش از آنکه از جایگاه رسمی او در خانواده ناشی شود، از کیفیت رابطه‌ای که با فرزند ساخته شکل می‌گیرد.
البته رابطه افقی به معنای حذف مرزها یا از بین رفتن نقش والدگری نیست. نسل جدید همچنان به پدری نیاز دارد که در موقعیت‌های دشوار بتواند تکیه‌گاه باشد، حد و مرزهای روشن و منطقی ایجاد کند و مسئولیت نقش والد را بپذیرد؛ اما تفاوت در شیوه اعمال این مرزهاست. هرچه این مرزها بیشتر با توضیح، گفت‌وگو و احترام به استقلال فرزند همراه باشند، احتمال پذیرش آن‌ها نیز بیشتر خواهد بود. درواقع، نسل زِد اقتدار را به‌طور کامل پس نمی‌زند، بلکه نسبت به اقتداری که صرفاً بر فرمان‌برداری، ترس یا کنترل استوار باشد مقاومت بیشتری نشان می‌دهد. پدری می‌تواند برای این نسل همچنان مرجع باقی بماند که فرزند در کنار او احساس امنیت کند، بدون ترس حرف بزند و بداند حتی در صورت اختلاف‌نظر، شنیده و محترم شمرده خواهد شد.

وقتی پدر احساس می‌کند دیگر حرفش مانند گذشته حکم نیست، معمولاً چه واکنش‌هایی نشان می‌دهد؟

واکنش اغلب پدران درمواجهه با این وضعیت معمولاً در قالب یک چرخه آسیب‌زا بروز می‌کند. پدر ابتدا مقاومت واکنشی از طریق اعمال کنترل‌های کهنه بر فرزندان همراه با سرزنش و خشم را اتخاذ می‌کند، سپس به دلیل ناکامی این ابزارها، عقب‌نشینی به سمت طرد روانی را در پیش می‌گیرد.
درنتیجه انفعال و بی‌تفاوتی بر فضای میان والد و فرزند حاکم می‌شود. فراموش نکنیم نهادهای پرورشی و رسانه‌های جامعه هرگز مهارت‌های تاب‌آوری و مدیریت تعارض نسلی را ارائه نکرده‌اند و این نقص درنوع خود عامل مهمی در تشدید این تعارضات بوده و هست. در نقطه مقابل باور داریم در جوامعی هم‌وزن جامعه ما تلاش‌های فعال و اصولی برای بازسازی رابطه والد و فرزند از طریق نزدیک شدن، از کمترین فراوانی آماری برخوردار است.

برخی فرزندان از مقوله «پدر غایب با وجود حضور فیزیکی» صحبت می‌کنند؛ پدری که در خانه حضور دارد اما گفت‌وگوی مؤثری با فرزند ندارد. این وضعیت چه تأثیری بر رابطه پدر با نوجوان و جوان نسل زِد می‌گذارد؟

طبعاً پدیده غیبت روانی و عاطفی والد، بسیار مخرب‌تر از غیبت فیزیکی است. در شرایطی که نهادهای اجتماعی مدرسه و رسانه نیز محیطی ملال‌آور، دافع و غیراصیل ساخته‌اند، نبود رابطه مؤثر در خانه، پدیده‌ای به نام خانه پانسیونی را ایجاد می‌کند؛ یعنی مکانی صرفاً برای تأمین خواب و خوراک و نیازهای فیزیولوژیک. اثر این وضعیت بر نسل زِد، بیگانگی عاطفی کامل، سردرگمی نقش و در نهایت پناه بردن به هویت‌های مجازی، احساس رهاشدگی و تجربه رفتارهای پرخطر است.

مرجعیت سالم پدر در خانواده امروز دقیقاً باید بر چه چیزی استوار باشد؟

مرجعیت سالم، امروز نه بر قدرت مادی و فیزیکی، بلکه بر سرمایه رابطه مؤثر استوار است. قطعاً این مرجعیت ترکیبی است از: ارتباط عاطفی همراه با امنیت روانی، تنظیم مرزهای رفتاری از طریق گفت‌وگوی مشارکتی، توافق بر سر قواعد؛ نه تحمیل آن‌ها، پذیرش تواضع شناختی توسط پدر در مواردی که اشرافیت ندارد و بازتولید اعتماد از طریق رفتارهای قابل پیش‌بینی منطبق بر نیازهای فرزندان و نامتناقض‌. بی‌تردید پدری مرجعیت دارد که برای فرزندانش راهنما و پناهگاه باشد، نه نهاد نظارت و داوری همراه با تحقیر و محدودیت.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha